
پدر
پدر هر روز که در خانه ی ما مهرو وفا بود
از لطف پدر بوده و الطاف خدا بود
درخانه اگر رزق تو پیدا شده عمری
این ها همه از همت بی روی وریا بود
بر پینه ی دستان پدر بوسه زنم چون
هر پینه ی آن حاصل یک عمر جفابود
هر روز به نام پدران نام گذارید
با عشق پدر مرغک دل گاه رها بود
دیشب ز تو می گفتم در فکر فرورفت
شب تا به سحر یکسره در فکر شما بود
جان کندن اورا همه ی عمر ندیدی
افسوس که دیدیم بر این امر رضا بود
در اوج جوانی که بدهکار نبودیم
افکار جوانی همه از فعل خطا بود
امشب پدرم روی تو میبوسم و حتما
چاکر شدنم بهر شما بیش روا بود
ژولیده به نام پدران درد زیاد
است مادر که وفا بود پدر اوج صفا بود
کیهان ژولیده انارکی
