* آلا پيلنگي = خالدار و مخطط مثل پوست پلنگ .
* آ = آقا : آممّد ،آتقي.
* آ = نشانه ي جمع است و در آخر پاره اي از اسامي مي آيد: اسپا = اسب ها ، جِنا = زن ها
* آ = در آخر فعل مي آيد و معني تأكيد و اخطار مي دهد: اِشِما = مي رويم ، ما جي اِندَ بييما = ما هم اينجا بوديم.
* آبُري = آبرو " آبريش ايريشّا = آبرويش ريخت."
* آبريش خُي را وه نَهَشت = آبرو براي خود باقي نگذاشت.
* آبري ريجي = آبرو ريزي، رسوايي " تو جِم وه يَكُش آبري ريجي بِرارت گُو وَنَرَس" در ميان جمع آنچنان رسوايي به پا كرد كه نپرس.
* آبيشُم = آويشن ، گياهي معطر از تيره ي نعناعيان " اِگِر دِلُت درد اِكيره آبيشم دِم كِر و وَخور" اگر دل درد داري آويشن دم كرده بنوش.
* آبي كُهي = نوعي پارچه به رنگ آبي و بنفش كه در قديم مورد استفاده قرار مي گرفت.
* آپو = لفظ كودكانه = دهان . "آپوت وَكِر = دهانت را باز كن."
* آجي واجي = مشوش ، درهم برهم." چَشُم آجي واجي اِوينه = چشمم درهم برهم مي بيند.
* آ داغ = داغ روي صورت شتر به شكل (آ) براي شناسايي او.
* آدِم = آدم ، نفر
* آدِم نَمُنا = آنكه داراي رفتار ناپسند و زشت باشد.
* آرت = آرد
* آرتي دووَ va = آرد دوغي، آردي كه در باقي مانده ي كره ي صاف شده سرخ كنند.
* آرتي يه = آرد جو ."آرتي يَت وه كَه گوسپِندا پاشايه ؟ آرد جو به كاه گوسفندان ريختي؟"
* آرزه = سنگريزه
* آرُم = آهسته
آرُم بُو = آرام باش
* آزارُ = مشكل است
* آزُمي = نخ يا ريسمان بافته شده از موي بز
* آسَّ = آهسته
* آسّچو = به آهستگي
* آسّر و ري يه = آستر و رويه لباس ،همدم و مصاحب زندگي
آسمو = آسمان
* آسيدَه = آسوده
* آسّينه = آستانه
* آشبَه = نشسته باشد
* آشب ashb نشسته باش
*آش پِپايي = آش پشت پا
* آش پَخ = بعد از ظهر ،وقت پختن شام
* آشپِزخُنه = آشپزخانه
برگرفته از سایت کویر انارک : با تشکر از استاد محمد علی ابراهیمی انارکی
