| نایب علی مردی که ناشناخته مانده است قسمت دوم |
![]() نایب علی قسمت دوم ( با پوزش از تأخیر پیش آمده ) اما غارت اموال اهالی اتارک در حمله ی نخستین ،چیزی نبود که به آسانی از خاطرشان محو شود. لذا غروب افتاب باز گشتند و برای گشودن دروازه ها سنگر گرفتند که باز هم کاری از پیش نبردند. نایت علی مثلی شیری غُرّون خُی سُجمه و گولّه ای فیراوون از برج وِ لِو حصار اِوَسُّ تا چِن نَفِرُش وِ تیر بَسُّ حاج ملا حسین تا شِشاکَ قِند و اُو و نوش دَسّ و پا کَ مَمّد باقر و حسینی عامو دِر یاشنی اِنا تیرین تیرن نو تا مصرفی پیر و پار گِرته تا کاشی بُنَشنی بار گِرته ترجمه: نایب علی مثل شیر زیان از این سو به آن سو می دوید و چند نفر از یاغیان را هدف قرار داد. حاج ملا حسین و محمد باقر و حسین عمو آذوقه ی لازم را تدارک دیدند تا مورد استفاده اهالی در صورت محاصره شهر قرار گیرد و این کار ادامه یابد تا زمانی که کاشی مجبور به ترک ابادی شود. خان کاشی نومید از پیروزی ،دیگر بار در تاریکی شب روانه ی اسماعیلان شد.. در انجا فرماندهان قوایش را به حضور طلبید. و به هر یک دستوراتی داد. سحرگاه روز بعد اردوی نایبیان با تمام تدارکاتش به سوی انارک رهسپار شد. یاغیان وقتی به کوه (محمد شفیع ) رسیدندنخستین اشعه ی خورشید چهره ی آبادی را روشن کرده بود.اینجا و انجا دود برخاسته از تنور های نان حکایت از زنده بودن ابادی می کرد.مدافعان شهر بی آنکه کلمه ای میانشان رد و بدل شود آمدن یاغیان را از روی برجها زیر نظر داشتند. خیل عظیم مردان مسلح اگر چه دلهره اور بود کمترین وحشتی در دل مدافعان ایجاد نمی کرد زیرا دفاع از جان و ناموس روحیه ی جنگندگی را مضاعف می کند. دقایقی بعد نایبیان در شیب ملایم سمت شمال کوه سنگر گرفتند. غرش نخستین گلوله ی توپ در ابتدای روز شهر را به لرزه درآورد. گلوله رخنه ای در حصار ایجاد کرد. مدافعین با سرعت با مصالحی که از پیش آماده کرده بودند خرابی حصار را مرمت کردند. زمین سخت لرزید از ضرب توپ ز دود و دمش صبح شد چون غروب شد از دود باروت گیتی سیاه تو گویی بخفته است خورشید و ماه چنان توپ آمد به جوش و خروش که بانگ تفنگان نیامد به گوش ولی اردوی خلق در کار بود نگهدار هر برج و دیوار بود شکافی چو می آمد اندر حصار همی گشت با سنگ و گل استوار(1) مدافعان برجها نگران از برخورد گلوله های بیشتر توپ به حصار به مشورت پرداختند. برای جلوگیری از سقوط شهر باید توپ را نابود و توپچی را سر به نیست می کردند. نایب علی از مدافعان برجهای دیگر تقاضای کمک کرد . به زودی... ادامه دارد. ____________________________________________________ حماسه ی فتح نامه ی نایبی برگرفته از سایت کویر انارک نوشته شده توسط توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی |
