باز هم شمایل عقیدتی عسگری کار دستش میدهد. در بانک مرکزی یک اتاق ترمینال وجود دارد که برای نوشتن برنامههاست و گاهی که در اتاق بحثی میشود عسگری به فراخور عقایدش از دیدگاههایش دفاع میکند. پس از مدتی که قائمیان موضوع بحثهای سیاسی را میشنود با رعایت حریم شخصی افراد به کارمندان هشدار میدهد دیدگاههای سیاسی را برای بیرون از محیط کار بگذارند و چون کارمندهای دیگر مشکوک میشوند که عسگری حرفهای خودمانی را انتقال داده است، جو علیه وی برمیگردد:«من هیچ وقت در تمام زندگیام کسی را نفروختم و هر عقیدهای هم داشتم برای خودم بوده. وقتی دیدم دیگران گوشه و کنایه میزنند با یکی از آنها دعوایم شد و حتی قرار گذاشتیم بیرون سازمان یکدیگر را بزنیم! تازه من روحم هم خبر نداشت این اتفاقات افتاده است.»
.
مدرسه عالی کامپیوتر
در سالهای ۵۳ و ۵۴ دیگر حساسیت به دانش کامپیوتر بالا رفته بود. خود دانشکده در حقیقت در میانه درگیری میان دو جناح تاسیس شده بود و تا سال ۵۴ به سبب هزینه بالای تحصیل در دانشکده کامپیوتر جو دانشگاه بیشتر تحصیلی بود تا سیاسی. بعد از رایگان شدن تحصیل فضا به سمت سیاسی شدن پیش رفت و چون جمشید آموزگار متعلق به طیف دانشگاه شیراز به قدرت رسید، از این فرصت برای تسویهحساب با تیم نزدیک به هویدا هم استفاده کرد؛ سه ترم دانشگاه تعطیل شد.
با رفتن قائمیان به دادهپردازی و خارج شدنش از نظام بانک مرکزی انگیزههای عسگری هم برای رفتن از محل کار فعلیاش دوچندان میشود تا اینکه از طریق یکی از مدیران سابق اتوماسیون بانک سپه کشف میشود:«عباس فرج عباسی بسیار آدم فعال و خوشمشربی بود. بنا بر دلایلی نتوانسته بود در بانک مرکزی کار کند و حالا که برگشته بود برای اینکه احتمالا اذیتش کنند او را فرستادند اتاق ما. خیلی آدم پاکدل و صاف و سادهای بود و ما خیلی سریع با هم رفیق شدیم.» عباسی که برنامه نوشتن جدی عسگری را میبیند فکر تازهای به ذهنش میرسد و در حالی که محمد پاینده، مدیر فعلی آیتی بانک پاسارگاد، در بانک ملت مشغول به کار است، طی تماسی با محمدرضا فاطمی عضو هیات مدیره آن زمان بانک سپه عسگری را به وی توصیه میکند.
واحد محاسبات بانک سپه در زمان وی جهشی قابل توجه داشت
عباسی به تیم مدیریتی و اجرایی عسگری را توصیه میکند و بالاخره با وعده مدیریت و یک پیکان او مدیر محسبات الکترونیکی بانک سپه میشود. روز خداحافظی به عسگری توصیه میکند که اگر بتواند کلرینگ درست کند، برای همیشه جای پایش را در بانک بزرگ کشور محکم کرده است؛ سال ۶۶ به سپه میرود.
