دیدگان مادری دیدم که بردر مانده است
یاد عباس وعلی و یاد اکبر مانده است
توی بازار ومیان کوچه های شهر ما
ناله های جانگدازصوت مادر مانده است
قامت والا پدر وبا چهره افسره اش
لابلای دفتر فرزند خود جا مانده است
روی دیوار ودرخت کوچه های شاهدان
سیصد وهفتادوسه نقشی ز پاها مانده است
یاد انروزی فتادم که پسر رفته به جنگ
مادر خونین جگر انگوشه تنها مانده است
وآن شهیدی که طبق بنهاده جان نازنین
اندرون قلب او تیری رها رامانده است
مادری چشمش برفت درجستجوی یوسفش
یوسفش رفته سفر تنها زلیخا مانده است
شاهدانی که کنون دل گشته است مدیونشان
اندرون سینه هاشان لاله ها را مانده است
قلب( ژولیده )چه سازد وانچه دید
کاندرین رمز خدایی همچنان جا مانده است
کیهان ژولیده انارکی ابانماه96
هدیه تولد به همسنگرم شهید علویی انارکی بزرگوار
![]()
