چون شب جمعه شود ،فاطمه با شيون و شين
با دوصد نوحه بيايد بر سر قبر حسين
كو حسينم كو حسين،شاه خوبان كو حسين
كو يوسف گل پيرهن آن سبط پيغمبر
ايوب صد پاره بدن آن شاه بي لشكر
از نوحه خوان هاي قديم مي توان ميرزارضا غفاري،، حسين صديقي فرزند علي اكبر، محمد ابراهيم ايرانپور، كربلايي حسين مرتضايي، استاد محمد علي صفاري، فرهاد محمدي ، محمد خاكساري، مهدي قاروني، ماشاءاله كمالي، عباس علی مالکی، محمدعلی ملا رضا(نجفیان) مهدي خدايي و حسن مظاهري را نام برد. از نامبردگان، بسياري روي در نقاب خاك كشيده اند اما صداي گرمشان هنوز در گوش پامنبري گويان آن زمان كه اينك عصاي پيري در دست گرفته اند طنين انداز است.
نظير خويش بنگذاشتند و بگذشتند خداي عز و جل جمله را بيامرزاد
نوحه ها سروده ي يغما، صفايي، ابوالحسن ، و كيهان بود و هر يك در يكي از دستگاهاي موسيقي مذهبي اجرا مي شد. اشعاري چون:
دميد از طرف گردون ماه ماتم واويلا كه باز آمد محرم
و يا
افراشت علم در صف گردون شه ماتم، در ماه محرم
آورد شبيخون سوي دل ها سپه غم، در ماه محرم
آمدن محرم را نويد مي داد . براي هر شب نوحه اي مناسب همان شب در نظر گرفته مي شد به عنوان مثال در شب عاشورا نوحه ي:
آشوب به هم بر زده ذرات جهان را ، كامشب شب قتل است
هنگامه ي حشر است زمين را و زمان را ، كامشب شب قتل است
ويا
فردا به زمين افتد از سر همه افسرها افسر چه بود كر تن ريزد به زمين سر ها
كه سروده ي يغما و فرزند او صفايي است مجلس را شور و حال مي بخشيد. گهگاه دو يا سه نفر به اتفاق يك ديگر در اوزان و بحور مختلف به نوحه خواني مي پرداختند كه سخت مورد توجه مستمعين قرار مي گرفت