مدعی بود دلم بی تو دگر تنها نیست
رفته اما زده آتش به دلم پیدا نیست
باز من شاهد تکرار غروبی هستم
تا در این فاجعه درگیر شدم فردا نیست
خفته تا مرغک امید، مرا شانسی نیست
که دگر باز بیاید به برم شیدا نیست
رفته در جاده غبار دل تنگم پیداست
بغض باران شده ی من کمتر از دریا نیست
چشم من تا به سحر یاد او نقاشی کرد
او چرا هیچ به فکر من بی پروا نیست
او که دیدار مرا لحظه ی پایان می گفت
مدعی بود دلم بی تو دگر تنها نیست
شاعر : پونه حاج علیان
خوانش شعر : کیهان ژولیده انارکی
به بهانه جشن رونمایی کتاب عطر پونه ۹۷/۴/۱۱ درانجمن فروغ تهران
دانلود دکلمه شعر مدعی با صدای کیهان ژولیده انارکی
