
دلبر زیبا رخ من
دلبر زیبا رخ منچهره دارد بس قشنگ
کرده خلقی را اسیر جفت چشمان پلنگ
ناوک مژگان آن زیبا نگار مهوشم
مثل برنو میزند پیوسته صد تیر و فشنگ
روی اقیانوس چشمش موج سواری میکنم
با رقیبی که خورد خون دلم را چون نهنگ
آن کسی که نای گفتن در کلام او نبود
گشته استاد بیان و لاجرم خیلی زرنگ
اینکه میگوید سخن از بهر او دشوار نیست
گاه میبافد مرا طامات و گاهی صد جفنگ
گرچه آگاه است عمری از دل مجنون من
با دل دیوانه ام پیوسته دارد عزم جنگ
با دل درمانده ا م درهر زمان و هر مکان
میکند هرگوشه آهسته او تعویض رنگ
سالها دل بسته ی محبوبه ای گشتم
که او بر دل ( ژولیده )ی من می زند تیر خدنگ
#_کیهان_ژولیده_انارکی @keyhanzholideh66
